پایگاه خبری تحلیلی پیام سپاهان

آخرين مطالب

پس‌انداز، رویایی دست نیافتنی! مقالات

پس‌انداز، رویایی دست نیافتنی!

  بزرگنمايي:

پیام سپاهان- «از لحظه ای که پیامک واریز حقوق ماهیانه را دریافت می کنید تا زمانی که کل موجودی حسابتان صرف هزینه های جاری زندگی همچون اجاره مسکن، اقساط ماهیانه وام های بانکی، آب، برق، گاز، خریدهای روزانه و .... می شود، چقدر طول می کشد؟ آیا ته مانده حسابتان مبلغی هر چند اندک به عنوان «پس انداز» باقی می ماند؟»

این سوالی است که مبنای این گزارش قرار گرفته و از اقشار مختلف مردم اصفهان پرسیده شد. سوالی که در وضعیت کنونی اقتصاد، سفره دل بسیاری را مردم باز کرد و از عدم تعادل دخل و خرج زندگی شان گلایه کردند و حتی می گویند در ماه های اخیر بعضا قادر به خرید مایحتاج اولیه و ضروری زندگی شان هم نبوده اند! متاسفانه آنچه بیش از هر مسئله دیگری زندگی عده ای را به مخاطره انداخته، عدم پرداخت حقوق معوقه از سوی برخی از اداره ها و شرکت های خصوصی است که مشکلات بسیاری را برای خانواده ها ایجاد کرده است.

مهدی، کارمند یک شرکت خصوصی است، که در خصوص پس انداز می گوید: داشتن پس انداز بیش از یک سال است که در خانه ما به یک شوخی تبدیل شده است! من هر دو ماه یک بار، یک حقوق از شرکت می گیرم و این پول تنها صرف هزینه اجاره مسکن، قبض آب، برق، گاز، تلفن و خرید مایحتاج خانه آن هم به صورت بسیار مختصر و محدود می شود. قبلا می توانستیم برنج شمالی بخریم اما در یک سال اخیر علیرغم میل خود، از برنج هندی استفاده می کنیم تا هزینه کمتری مصرف کنیم و حتی امسال خرید میوه های تابستانی در خانه ما قدغن بود و تنها هندوانه و خربزه آن هم با برنامه و به صورت محدود خریداری کردیم.

او اضافه می کند: هفت سال از زندگی مشترکم می گذرد و هرسال حداقل دو سفر چهار روزه با همسرم می رفتیم، اما طی دو سال گذشته که به دلیل بودجه محدود مالی هیچ سفری نرفتیم!

سپهر مرد جوان دیگری که کمتر از دو سال از زندگی مشترکش می گذرد، می گوید: من و همسرم زندگی مان را با صرف نظر از ریخت و پاش های مرسوم آغاز کردیم. سرمایه اصلی زندگی مان مبلغی پس انداز و هدیه هایی بود که اقوام برایمان آوردند. اما چند ماهی است که ناچار شده ایم که از این هدیه ها و پس انداز برای خرید گوشت، مرغ و برنج استفاده کنیم. در این شرایط متاسفانه امکان پس انداز کردن برایمان وجود ندارد و اینکه در تامین مخارج روزانه مان نمانیم، هنر بزرگی کرده ایم!

احمد، پدر دو فرزند و کارمند یک مجموعه دولتی است که درباره پس انداز، می گوید: من و همسرم مدتهاست که از خرید وسایل و لباس‌های جدید صرف نظر کرده و بیشتر درآمد مشترک‌ خود را به دو فرزند نوجوان مان اختصاص می دهیم. قبلا بچه ها در ایام تابستان به کلاس های مختلف می رفتند، اما امسال که همسرم شغلش را از دست داده و درآمد ما به نصف رسیده، بنابراین از بچه ها خواسته ایم که به همان تفریحات معمولی پارک و سینما قناعت کنند. در این وضعیت اصلا حتی نمی توانیم به پس انداز فکر کنیم!

او ادامه می دهد: پدرم نیز با حقوق بازنشستگی و شغل دوم و دریافت اجاره خانه از مستاجر خود امرار معاش می کند، اما به گفته خودش قادر به داشتن پس انداز قابل توجهی نیست، چه برسد به ما که بخشی از درآمدمان صرف اجاره منزل و عمده آن صرف هزینه های جاری زندگی می شود.

البته موضوع داشتن «پس انداز» از نگاه زنان خانه دار نیز قابل تامل است. اگرچه گاه از اهمیت نقش زنان در مدیریت اقتصادی خانواده کاسته می شود، اما ایفاگر نقشی اساسی در رتق و فتق امور اقتصادی خانواده هستند.
 
سیما زنی جوان است و فرزندی دو ساله دارد. او می گوید: کل حقوقی که همسرم در ماه دریافت می کند صرف اجاره خانه، قسط های بانکی و قبوض آب و برق و ... می شود و دیگر چیزی برای پس انداز برایمان باقی نمی ماند. متاسفانه از ابتدای امسال هزینه های سرسام آور پزشکی به سایر هزینه ها اضافه شده تا جایی که تابستان امسال نتوانستیم چند کیلو میوه بخریم! هرچه داشتیم صرف ویزیت پزشک و خریدن داروهایی شد که تحت پوشش بیمه نبود و حتی به ناچار پول هدیه جشن تولد دخترم را برای خریدن گوشت و مرغ استفاده کردیم.

سمیرا زن خانه دار دیگری است که یک دختر مدرسه ای دارد. او می گوید: از ابتدای امسال تاکنون در هر ماه فقط یک نوبت میوه خریده ایم. سال‌های قبل هندوانه را جایگزین میوه های گران می کردیم اما امسال خود این میوه هم گران محسوب می شود. تمام تلاشم صرفه‌جویی در هزینه ها است، اما گاه بر سر هزینه ها با همسرم اختلاف نظر دارم، هرچند او نیز تحت فشار اقتصادی است، اما تامین نیازهای دخترم در این سن مشکل است و با مدیریت این شرایط دیگر پس اندازی برایمان نمی ماند.

او ادامه می دهد: متاسفانه برای خرید برخی از نیازهای منزل بخشی از عیدی و هدایای تولد دخترم را هزینه کردم، اما تاکنون نتوانسته ام پولی را جایگزینش کنم.

آرزو، زن جوان دیگری است که دختری دو ساله دارد، می گوید: متاسفانه شرایط به گونه ای شده که تنها یک بار در ماه میوه و به تعداد اعضای خانواده خرید می کنم و بعضا یک هلو را دو قیمت می کنم و به دخترم می دهم و یا از زمانی که لبنیات گران شده شیر برای دخترم نخریدم. سه برابر میزان یک بسته کوچک گوشت چرخ کرده را با سویا ترکیب می کنم تا مصرف گوشت مان کمتر شود. نسبت به قبل حجم کمتری برنج می پزم، با این حال درآمد همسرم هنوز به نیمه ماه نرسیده تمام می شود و باید چشم به راه حقوق بعدی بمانیم که اگر سر وقت پرداخت نشود وضعیت مان از آنچه هست سخت تر می شود، در این شرایط رقمی برای پس انداز باقی نمی ماند در حالیکه دو سال پیشتر ماهیانه حتی رقمی اندک را ذخیره می کردم.

مریم نیز با داشتن یک دختر پیش دبستانی در خصوص پس انداز، می گوید: متاسفانه حقوق همسرم تقریبا به نیمه ماه نرسیده، تمام می شود و بخش بزرگی از درآمد ما صرف كرایه خانه، شارژ، قبض برق، آب، گاز،  تلفن و ... می شود، از سوی دیگر بخشی از درآمد همسرم برای کلاس ورزشی دخترم هزینه می شود. سال گذشته با وجودی که دخترم را کلاس های خصوصی ثبت نام می کردم اندکی پس انداز داشتم، اما از ابتدای امسال تاکنون نتوانستم هیچ پس اندازی داشته باشم.
 
راحله، مادر دختر 7 و پسر 4 ساله است که در خصوص پس انداز، می گوید: همسرم به اختیار خود حدود یک سال است که از محل کار خود استعفا داد و به دنبال پروژه های کاری شخصی است، خوشبختانه تا سال گذشته مشکلی نداشتیم اما از ابتدای امسال بیشتر پروژه ها خوابیده و تنها از پس انداز پروژه های قبلی زندگی خود را می گذرانیم، اما با وجود همین شرایط سخت به دور از چشم همسرم اندکی پس انداز می کنم با این وجود بعضا هنوز ماه به پایان نرسیده مجبورم از این رقم اندوخته  استفاده کنم و در اصل دیگر پس اندازی برای مان باقی نمی ماند.

او اضافه می کند: با درآمد همسرم نمی توان پیشرفتی در زندگی داشت و تنها پس انداز زندگی‌مان وام های قرض الحسنه خانوادگی است که البته برای این پول نیز از قبل برنامه ریزی کرده ایم.

 مرضیه نیز که یک سال از زندگی مشترکش می گذرد، می گوید: گمان نمی کردیم اداره یک زندگی مشکل باشد. متاسفانه طی این یک سال هیچ پس اندازی نداشتیم و همسرم دو بار بیکار شد و اگر پدر و مادرمان در این شرایط کمک مان نمی کردند، نمی دانم چه عاقبتی در انتظارمان بود.

زهرا، دختر مجرد 32 نیز در خصوص پس انداز می گوید: طی سه سال گذشته تمام هزینه های شخصی زندگی خود به غیر از مسکن را به عهده گرفته ام. اوایل تصور می کردم که بیشتر حقوقم را پس انداز کنم تا اگر روزی ازدواج کردم، بار سنگین خرید جهیزیه را از دوش پدرم بردارم، اما امروز ارزش پول ناچیزی که پس انداز کرده بودم به یک سوم رسیده و عملا با آن هیچ کاری نمی توانم انجام دهم، چه برسد به خرید جهیزیه!

او ادامه می دهد: در این سه سال از تمام هزینه های غیرضروری صرف نظر کرده ام و تنها تفریحم گاهی رفتن به سینما بود، اما امروز هیچ چشم انداز روشنی برای پس انداز ناچیز خود ندارم.

 آنچه واضح است پس انداز اندوخته ای برای روز مباداست. روزی که ممکن است هرگز در زندگی ما رخ ندهد، اما احتمال وقوعش به همان اندازه نگران کننده است و می تواند دغدغه های ذهنی مختلفی را برای مان ایجاد کند. باید توجه داشت که پس انداز کردن و ذخیره بخشی از درآمد تنها در شرایط ثبات اقتصادی فراهم می شود، اما امروز به دلیل نوسانات شدید قیمت ها و هزینه های ناگهانی و غیرقابل پیش بینی همچون گرانی های ساعتی، بیماری و هزینه درمان در زندگی که بار تمام این مخارج بر دوش خانواده ها است، امروز گویی واژه پس‌انداز برای مردم واژه ای نامفهوم شده است.





نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

پاسداری از سنگرهای فکری، اخلاقی و عقیدتی

توانمند سازی سمن ها برای مقابله با بحران ها

اتخاذ رویکرد تحولی، اولویت اصلی دستگاه قضایی در دوره جدید

ارزش‌ های فرهنگی

عقده گشایی کور

منابع از یاد رفته !

چرا ایران، ژاپن نشد؟

امام خمینی (ره) و آسیب‌ های انقلاب اسلامی

نصف جهان کهکشانی، اصفهان بی ستاره

مراحل تشکیل نظام اسلامی

در آینه فوتبال چه شکلی هستیم؟

فرصت های طلایی برای جبران مافات

زاینده‌رود در حصار خاکریز

نقش رسانه در انقلاب

دیوار کوتاه بازنشستگان!

نوروز اصفهان مبارک

رمز خوانی ‌از‌ راه ‌احتمالی ‌ارز

سرانجام لوایح چهارگانه

روایتی از بی‌بی مریم بختیاری/ بانویی از جنس آزادی خواهی

افول روستاها

وقتی قرار است همه چیز مجازی شود!

نالایقی و ناکارآمدی

عبور از بحران، ادامه تنش!

دشمن‌ شناسی در 40 سالگی

فرمان قیمت در بازار خودرو و چند ابهام

معادن ایران، سرمایه خفته

کوتاهی والدین در تعلیم مهارتهای زندگی به کودکان

منشا گرانی بازار کجاست؟

طرحی که سه بار رد شده است

معامله قرن با چراغ خاموش!

استانی ‌شدن انتخابات آری یا نه؟

فرزندم بدنیا نیا شهرم پزشک ندارد

مرزهای مدیریت در فضاهای شهری

بودجه و چالش تلفات جاده ای

برای سدسازی نه پولی هست، نه آب

مهاجرت، قصه تلخ روستاهای کشور

کارها را به کاردانان متعهد بسپاریم!

چالش های به کارگیری مدیران دو تابعیتی

پاس‌ کاری ‌ها و حراج اعتماد مردم

بررسی ایران‌هراسی در سیاست خارجی آمریکا در دوران پسابرجام

موج سواران بودجه 98

عزم جدی شهرداری‌ها برای از بین بردن تاریخ جهانی ایران!

روشنایی های شهر اصفهان

برای رفع آلودگی هوا منشا بسیاری از بیماریها باید تدبیر کرد

و اکنون سلطانی دیگر

تکیه تاریخ جلفا بر یک تیر چوبی!

معتادان متمدن و منقل های مجازی

روح انسان پیوسته در تغییر است

شفافیت، مطالبه مردم

آموزش مامایی ضرورت جامعه امروز